شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

نکونامی و بدنامی کدام است
چو عشق آمد چه جای ننگ و نام است

نمی ترسیم در عشق از ملامت
ملامت در عقب بالا کلام است

هم از دل فارغیم اکنون هم از جان
که ما را جز غم جانان حرام است

در دیوانگی ها برگشادیم
که عقل از بس تمامی ناتمام است

بسی سودا درین سودا بپختیم
هنوز اندیشه ی این کار خام است

سر دیوانگی دارم ازین پس
که را با ما هوای این مقام است

به ترک خواجگی گفتیم و رندیم
اگر چه خواجگی با احتشام است

کسی را خواجه می خوانند بالله
که صد ره کمتر از کمتر غلام است

ز محنت کلبه ی فانی نزاری
به قصری شد که دولت مستدام است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}