شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات

می بده که در دادنِ می یاری‌هاست
کار این است دگرها همه بیکاری‌هاست

هیچ آرامش و آسایش و آسانی نیست
در عنا خانه دنیا همه دشواری‌هاست

به خلافِ فقها پیر خرابات منم
که میانِ ورع و میکده بیزاری‌هاست

گو ملامت گرِ بی‌فایده خود را دریاب
در دل‌آزاریِ عشّاق گرفتاری‌هاست

نیک‌بخت است که بر وی نبود پوشیده
که عقوبت همه مشتق ز دل‌آزاری‌هاست

درد و رنج و غم و اندوه و ملامت بر دل
بارِ عشق است و بر او این همه سرباری‌هاست

تلخیِ شربت هجران و ترش‌روییِ صبر
شوربختا که چنین محتملِ خواری‌هاست

هر نزاری چو نزاری نبود بی‌زر و زور
چه کند زاری و خود پیشه او زاری‌هاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}