شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

آن را که در فراق صبوری میسرست
عشقش همیشه بر هوس دل مقدر است

در عشق سوز باید و با سوز درد دل
آری هوس نه عشق بود کار دیگرست

عشق مجاز را ز حقیقت توان شناخت
آواز نوحه‌گر نه چو فریاد مادرست

آه از دلی که جان گرامی به عشق داد
با جان رفته آتش سوداش در برست

می‌سوزد و هنوز همان عاشق است زار
می‌میرد و هنوز همان مهرپرورست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}