شمارهٔ ۲۳۶

غزلیات

مرا از روی خوبان ناگزیرست
نظر بر شاهدان چشمم منیرست

برو خاطر به یاری ده که دایم
دلِ صاحب نظر جایی اسیرست

مریدی کو جوانی در بر آورد
عجب گر دیگرش پروای پیرست

نثارِ یک قدم در پایِ محبوب
اگر صد جان برافشانی حقیرست

تو گر باور نمی داری که بی دوست
بخواهی مرد ما را دل پذیرست

اگر بی دوست خواهد بود فردوس
هوایِ باغ طوبا زمهریرست

به جانان زندۀ باقی توان بود
که جان ها را از آن جا ناگزیرست

به صورت نقشِ شیرین داشت فرهاد
بلی بر سنگ و ما را در ضمیرست

نزاری دایه در خواب است و تو طفل
بگریی خون گرت حاجت به شیرست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}