شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

چون جزو نیست ای همه پس چیست
گر همه اوست پس همه کس کیست

برو و جان بدو سپار و بمان
ورنه بی او چه گونه خواهی زیست

هر چه او نیست نقدِ وقت همه
انتظارِ پریرو وعدۀ دی ست

عالمِ آفرینشِ مخلوق
منزلِ جنّ و انس و دیو و پری ست

ما در آن عالمیم مستغرق
کز دو عالم منزّه است و بری ست

واحدِ مطلق است و هر چه جزو
همه دیگر منافقی و دوئی ست

وَحدهُ لاشریکَ له گفتند
پس موحّد چه کارۀ ثنوی ست

علّتِ علمِ تست عادتِ تو
ورنه چندین حجاب و شبهت چیست

بت پرستی و بت گری یارا
چیست دیگر همه منی و توئی ست

توبه زاری مبین نزاری را
دل و پشتش به حبِ آل قوی ست

آن که [او] بی حجاب می گوید
اعتقادش به اهلِ بیتِ نبی ست

پادشاه است بر ممالکِ فضل
زان که مملوکِ خاندانِ علی ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}