شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیست
هر چیز کان به جمله نه آن است هیچ نیست

زانجا هر آن جمله هست چنین است جمله هست
زینجا هرآنچه نیست چنان است هیچ نیست

الّا جز او همه هیچند هرچه هست
بی او اگر بهشت جنان است هیچ نیست

دانسته ایمن است و ندانسته غافل است
هر مجتهد که نی همه دان است هیچ نیست

کثرت نما بسی نکند روی در عدم
پول سیاه اگرچه روان است هیچ نیست

پیر ضعیف اگر به مصاف مبارزان
دعوی کند که مرد جوان است هیچ نیست

هر دو جهان بده به نزاری به یک قدح
نیک و بد جهان چو جهان است هیچ نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}