شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

گر زبان در من کشند انکار نیست
مدعی را حد این اسرار نیست

قصه ی مجنون هم از مجنون شنو
عاقلان را با مجانین کار نیست

گر زبان طعن شد بر من دراز
چون کنم کوته نظر را بار نیست

در نمیگنجد کسی با او جز او
در حریم عاشقان دیّار نیست

تا بننمایند نتوانی شناخت
علم و عقل آنجا به جز پندار نیست

تا که را روشن کند توفیق چشم
ورنه کس را زهره ی دیدار نیست

احتمال سِرِّ صاحب درد را
یار می باید و لیکن یار نیست

عاشقان هستند در کویش ولیک
بنگر اکنون چون نزاری زار نیست

خواب اگر بر دیده بیند همچو نعل
جز مژه در چشم او مسمار نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}