شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

گر بیایی به سر چشمه ی حیوان برمت
پای کوبان به تماشا گه رضوان برمت

شرط آن است ولیکن که هم از گام نخست
دست بر دست رضا با سر پیمان برمت

چشم بر هم نه و بر بند زبان از سر صدق
جان به شکرانه بده تا بر جانان برمت

آرزومند وصالی و به غایت محروم
به من آ تا به در از ورطه ی هجران برمت

بارکش مور صفت باد چه می پیمایی
گر بیایی به سر تخت سلیمان برمت

جبرئیلم نه من و نه تو رسولی اما
رخت بر تخت گه سدره نشینان برمت

زهره داری که بیندیشی و رخصت یابی
گر نه من بر سر گنجینه ی سلطان برمت

گر سر بندگی آل محمّد داری
تا بیاموزمت اول بر سلمان برمت

ور تمنای مقیمان سماوات کنی
بی نزاری چو بیایی بر ایشان برمت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}