شمارهٔ ۴۰۸

غزلیات

چه چاره سازم اگر آن نگار برگردد
نهان شود ز من و آشکار برگردد

حجاب کردم با خود ز بیمِ طعنه و لیک
به طعنه کی دلم از غم گسار برگردد

از آن حجاب نمایم چو یار مستورست
که چشمِ بد رسد و روزگار برگردد

اگرچه دولتم از دولت است با من یار
ولی مباد که دولت ز کار برگردد

اگر زیاریِ اقبال بر نمی گردم
روا بود که ز اقبال یار برگردد

وفا نکوست از آن دامن وفا گیرم
که بی وفا را یار از کنار برگردد

مرا ز عالمیان اختیار آمد یار
به اختیار کسی ز اختیار بر گردد

مقامِ زهد گرفتم چو زاهدی بودم
به زهد و توبه هرگز خمار بر گردد

نه زهد خواهم و مقصود زاهدست مرا
ز زهد هرکه چو من شد به عار برگردد

نزاری از می و معشوق بر نخواهد گشت
اگر محیطِ سپهر از مدار برگردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}