شمارهٔ ۴۵۴

غزلیات

مرا مادر به شیرِ عشق پرورد
پدر تعلیم در دیوانگی کرد

ز تن با جان برون آید چنین شیر
ولیکن تا که را دادند و که خورد

گر آبا واسطه گرامّهات اند
ز فطرت هر کس آورد آن چه آورد

چه می خواهد ز رندان مصلحت جوی
برو گو هم به گِردِ صالحان گَرد

دماغِ هرکه برد از خاکِ ما بوی
بر آرد عشق از مغزِ سرش گرد

زنان را فرق باشد بر فسرده
اگر عاشق نمیرد کی بود مرد

تنورِ سینه ی پر آتش من
به طوفانِ ملامت کی شود سرد

ملامت گر به عیب از ما نگوید
اگر یک شب به روز آرَد درین درد

مسلمانان نمی بینید آخر
سرشکِ سرخ بر رخ ساره ی زرد

خدایا حق گزارش باد هر کو
دلِ ریشِ نزاری را نیازرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}