شمارهٔ ۴۷۳

غزلیات

می به کسی ده که قدر می‌ بشناسد
مرتبهٔ جان جماد کی بشناسد

آنکه بداند که می حرام چرا شد
منزلت می‌پرست وی بشناسد

من نشناسم مرا چه غم که منجم
منقلبات بهار و دی بشناسد

صاحب من پیر میکده‌ست و توان کرد
پس روی آن که کل شی بشناسد

خواهی تا ره بری به چشمهٔ حیوان
دیده‌وری پیشه کن که پی بشناسد

این هم از آن می که خورده‌ام به الست است
صاحب خُم‌خانه می ز می بشناسد

آری صاحب‌نظر ز روی فراست
گمشدهٔ خویش را به کی بشناسد

مست شراب الست همچو نزاری
خاصیت سر جام کی بشناسد

ور نه ندارد فسرده معرفت آنک
روضهٔ خُلد از جحیم غیّ بشناسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}