شمارهٔ ٧۶٠

قطعات

شرف دولت و دین زبده اصحاب کرم
ای بذاتت هنر و فضل تولا کرده

ابر کلک گهر افشان تو مانند صدف
دهن آز پر از لؤلؤ لالا کرده

چشم بد دور ز خط تو که هر نقطه او
سطح کافور پر از عنبر سارا کرده

دی ز یاران که چو بختند مقیم در تو
بتولای تو از غیر تبرا کرده

ورقی چند بمن داد عزیزی و برآن
رأی عالیت اشاره بسوی ما کرده

که ز اشعار خود اینچند ورق بیضا را
دارم امید بتو نامه سودا کرده

کردم اثبات بفرمان تو ابیات برو
ز آنچه زین پیشترک داشتم انشا کرده

بجناب تو فرستادم و عقلم میگفت
کای تو بسیار از این ساده دلیها کرده

مثلت هست چو تاجر که رود از پی سود
بسوی بصره و سرمایه ز خرما کرده

تو فرشته صفتی ز ابن یمین در گذران
کلماتی که بر او دیو وی املا کرده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}