شمارهٔ ۵۴۶

غزلیات

آن‌ها که به دوست راه دارند
اسرارِ نهان نگاه دارند

در سیر و سلوک شرطِ عشّاق
آن است که سر به راه دارند

بی‌دوست اگر دمی برآرند
آن دم سرِ هر گناه دارند

هر جا که روند دوستان‌اند
دانی به چه داغِ شاه دارند

مشهور بود جنودِ ارواح
پیوسته از آن سپاه دارند

کردند به ترک‌ ترکِ دنیا
زان ترک چنین کلاه دارند

بر ترکِ حطامِ نام [و ناموس]
سد محضر پرگواه دارند

آن‌جا که به عرصۀ مظالم
فریاد به دادخواه دارند

آن روز مگر تو را نزاری
از هاویه در پناه دارند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}