شمارهٔ ۵۵۵

غزلیات

تو را عشق اگر رهنمایی کند
ز پیوند عقلت جدایی کند

همه استحالت صلاحی دهد
همه استفادت خدایی کند

ز عقل درونت خلاصی دهد
که او حکم های ریایی کند

بیاموزدت پس بیاندازدت
فریبت دهد خودنمایی کند

وگر قول کردی و یابد قبول
به تدبیر در سست رایی کند

وگر اندک اندک ز تو زلتی
تولد کند حق ستایی کند

چو ره بازیابد به حل و به عقل
جهانگیری و کدخدایی کند

چو درماند از جمله تدبیر و رای
حریصت چو سگ بر گدایی کند

از او آشنایی چنان کن قیاس
که بیگانه را آشنایی کند

اگر نه نزاری شوریده را
چرا هر زمان پیشوایی کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}