شمارهٔ ۷۳۴

غزلیات

دوستان آه از فراق آه از فراق
الغیاث از اشتیاق از اشتیاق

دفع غم را جز می استعداد نیست
کم ترک می افتد آن هم اتفاق

وقت وقتی جرعه ای گر می چشم
زهر می گردد ز تلخی در مذاق

سیر کرد از زندگانی غربتم
چند گردم در خراسان و عراق

صبر من بگریخت از غوغای عشق
هم چنان کز حمله ی تنّین براق

آه اگر دولت اجابت می دهد
وقت رجعت بگذرم همچون براق

گر نبینم آفتاب روی دوست
ماه امیدم بماند در محاق

بلعجب کاری و مشکل حالتی
دیده در غرقاب و تن در احتراق

قصه کوته کن نزاری بازگوی
دوستان آه از فراق آه از فراق

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}