شمارهٔ ٨٠٠

قطعات

این بزرگان که بنوخاستگان مشهورند
نرسیدست بر ایشان ز کرم جز نامی

چون ندانند که انعام چه باشد بمثل
نتوان داشت ازیشان طمع انعامی

هر یکی را که تو پاشنده قومش دانی
بر سر دانه کشیدست بدستان دامی

تا نگویند که داد-ار شنود صد دشنام
بمکافات یکی را ندهد دشنامی

دی یکی گفت که ای ابن یمین تا کی ازین
عمر کردن تلف و وجه معاش از وامی

عرضه کن حال دل سوخته پیش همه شان
گفتم این دیگ هوس را نپزد جز خامی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}