شمارهٔ ۸۸۹

غزلیات

من اگر مست خرابم چه کنم مست توام
خطر از نیستیم نیست اگر هست توم

توبه خود کرده ای از روز الستم گستاخ
جرعه ی جام بلی خوردم از آن مست توم

صید دیرینه ی عشقم ز پس پنجه سال
نیست ممکن که رهایی بود از شست توم

گر نداری سر من وای من و چشم امید
دست من گیر که دیرست که بر دست توم

آب حیوان و من بادیه پیموده چنین
کی شود سیر دل تشنه ؟؟؟ست توم

گر چه پیوسته کند سوز غمت بر دل من
من همان شیفته ی خامش پیوست توم

جز به نام تو زبانم نگشاید ورنی
خود تو دانی که نزاری به زبان بست توم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}