شمارهٔ ۹۰۵

غزلیات

ما از آن جامِ الستی مستیم
نیستانیم و ز هستان هستیم

رویِ هُش‌یاریِ ما ممکن نیست
رفته از دست چو تیر از شستیم

مشکلِ زهد و ورع بگشادیم
توبه چون زلفِ بتان بشکستیم

لایق حضرتِ جانان نقدی
نیست جز جان که بدو بفرستیم

در جهان چون بت ما نیست بتی
که به جایِ بتِ خود بپرستیم

اوست ممثولِ مثالاتِ دهور
ما ز تمثال و مثل وارستیم

مبتلاییم به بالاش از آن
بر سرِ کویِ بلا بنشستیم

از دل و دین و حواری و قصور
ببریدیم و بدو پیوستیم

عشق ساقی و نزاری هش‌یار
باری القصّه از آن می‌مستیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}