شمارهٔ ۹۰۷

غزلیات

کار این است که از کارِ جهان آزادیم
به دلی فارغ از اندیشه ی جان آزادیم

فارغیم از هوسِ خواجگی و خیل و حشم
بل‌که از نیک و بدِ کون و مکان آزادیم

دیده ای سرو که در باغ برآید ز چمن
مفرد انیم که چون سروِ روان آزادیم

گه جوان یارِ قدم بودی گه پیرِ دلیل
بعد ازین از مددِ پیر و جوان آزادیم

سرّ هر نه فلک از خلق نهان گو می باش
ما هم از خلق و هم از سرّ نهان آزادیم

در نگیرد سخنِ دوزخ و جنّت با ما
حق گواه است کزین فارغ و زان آزادیم

پیش تر بستگیِ ما ز نزاری بودی
زو هم آزاد ببودیم و همان آزادیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}