شمارهٔ ۹۱۳

غزلیات

دیر برآمد که روی یار ندیدیم
جرعه ای از جام وصل او نچشیدیم

کار به هم برزدیم و هیچ نکردیم
از پس عمری که انتظار کشیدیم

وعده ی وصلی رسیده بود به اول
خود نرسید آن به ما و ما برسیدیم

با سر سررشته ی رضا نفتادیم
بس که به خود هم چو کرم پیله تنیدیم

با قدم اول آمدیم چو عمری
بی هده بر سمت رای خویش دویدیم

نفخه ی صورِ صدایِ عشق برآمد
جمله ز تشویش هیبتش برمیدیم

با ملک الموت عشق سود نکردیم
گرچه به زاری و زور باز چخیدیم

عاقبت الامر ترک خویش گرفتیم
وز درکات مشابهت برهیدیم

هم چو نزاری ز چارچوب طبیعت
باز سوی آشیان سدره پریدیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}