شمارهٔ ۹۲۵

غزلیات

وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم
جامِ می بر طلعتِ جانان زنیم

چون مقارن می‌رسد ماهِ صیام
هر چه باداباد بر شعبان زنیم

بیش و کم یک هفته در پایانِ جنگ
بر سماعِ مطربان دستان زنیم

طوقِ گردن گیسویِ پرچین کنم
خاک در چشمِ خطابینان زنیم

شادیِ رندان و قلّاشانِ عشق
ما دمِ اخلاص با ایشان زنیم

کفر و ایمان پای‌بندِ عاقل است
ما به می بر کفر و بر ایمان زنیم

ترکِ نام و ننگ و دین و دل کنیم
سنگ بر قندیلِ جسم و جان زنیم

بارگاهِ فقر برگردون کشیم
سایه‌بانِ فاقه بر کیوان زنیم

قصّه کوته کن نزاری بازگوی
وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}