شمارهٔ ۹۶۴

غزلیات

ای آرزوی جانم در پای تو افتادن
جان بر تو فدا کردن سر پیش تو بنهادن

بر بوی وصال تو جاوید شوم زنده
گر دست دهد روزی در پای تو جان دادن

گفتم مگرم روزی بنوازی و دریابی
خود بخت نمی خواهد با کار من افتادن

هیچ از دل آشفته خوشنود نی ام هرگز
تا کی به گران جانی پیش تو بر استادن

ناید ز تو دلداری هم پیش من اولا تر
گر سعی کنی شاید در باز فرستادن

بر گریه ی من خندی از غایت دل سوزی
رسم است نزاری را خون از مژه بگشادن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}