شمارهٔ ۱۰۰۵

غزلیات

یا رب آزاد کن مرا از من
برهانم ز دستِ آهرمن

فرحی از شمامۀ رضوان
فرجی از زمانۀ ریمن

تا شوم ایمن از خطا و زَلَل
تا شوم فارغ از زمین و زمن

هرکه پرسد ز واحد القهَار
هم تو او را جواب ده که به من

بیش زین ره مده که برخیزد
این همه ما و من زما و زمن

نظری کن که بشکفد بی‌خار
گلِ امّیدِ ما ز طرفِ چمن

پیره‌زن می‌برد کلاوه و هست
قدرِ یوسف برون ز حدِّ یمن

ما سبک‌بار و او گران‌کاوین
ما روان‌ بی‌پناه و او ذوالمن

دست‌گیرا به فضلِ خویش بپوش
بر سرِ سیِّئاتِ ما دامن

به خودش خوان ز خود نزاری را
بیش از ایینش مدار با دشمن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}