شمارهٔ ٨١٣

قطعات

بقطع راه دراز امل غنی نشوی
بر آستان قناعت مگر مقام کنی

مرو بعجب و تکبر بر آستانه خلق
که زندگانی و عیشت همه حرام کنی

دو تای گاو بدست آوری و مزرعه ئی
یکی امیر و دگر را وزیر نام کنی

بنان خشک و حلالی کزو شود حاصل
قناعت از شکرین لقمه حرام کنی

و گر کفاف معاشت نمیشود حاصل
روی و شام شبی از جهود وام کنی

هزار بار از آن به که بامداد پگاه
کمر ببندی و بر چون خود سلام کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}