شمارهٔ ۱۰۲۶

غزلیات

ترش گرفته دو ابرو و لب چنان شیرین
به خشم سر که میامیز بر عسل چندین

بیا و لب به لبم بر نه و دلم دریاب
که جز چنین نتوان داد درد را تسکین

در آی و خانه بیارای و وقت ما خوش کن
شراب کی بستان و زمانکی بنشین

به لطف باز طلب دوستان مخلص را
ببایدت غم یاران بخورد بهتر از این

زکات حسن ترا هیچ وجه دیگر نیست
درآی ای که به دست آوری دل غم گین

ز حسن تو چه کم آید گر التفات کنی
بیا که حسن ترا نیست حاجت تحسین

مرا وصال تو حالی اگر شود حاصل
مهم تر ست ز وعده و وعید حورالعین

کسی که طلعت زیبای تو تفرّج کرد
بدین قیاس بداند که چیست خلد برین

دل شکسته دلان گر نگاه خواهی داشت
شکسته تر نبود از نزاری مسکین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}