شمارهٔ ۱۰۶۴

غزلیات

مرا هاتفی داد ناگاه توبه
بگو گفت استغفرالله توبه

بگفتم ز می توبه کردم خدایا
به رغبت، نکردم به اکراه توبه

شب و روز اورادِ من توبه باشد
سحرگاه توبه، شبان گاه توبه

مرا گفت یاری پراکنده خو کن
نگیرند از سر به هر ماه توبه

اگر نشنوده توبه ی من شهنشه
کنم از جوارِ شهنشاه توبه

نی ام پای بندِ حطامِ مزوّر
هم از مال توبه ، هم از جاه توبه

کنم توبه از توبه ی سست کردن
که محکم نباشد ز برناه توبه

سیاهی برفت و سفیدی درآمد
به تقوی کنون می دهد راه توبه

نزاری ز دشمن ببر یعنی از خود
به نیکی توقّع ز بدخواه توبه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}