شمارهٔ ۱۰۸۸

غزلیات

ای من به وفای تو رسیده
وز تو همه نقض عهد دیده

آهو چشما چرا چو مجنون
یک‌باره شدی ز ما رمیده

هر شب ز غمت هزار طوفان
دیدیم ز رستخیز دیده

در آرزوی رخِ تو هر دم
جانی دارم به لب رسیده

بنگر که چه‌گونه شد به یک‌بار
ناگاه ز بختِ بغنویده

پیمانِ نگار ما شکسته
پیوندِ وصال ما بریده

ای کاش که بودمی به عمری
پیغام تو از کسی شنیده

بی‌چاره نزاری از تو شب‌ها
خون خورده و غصه‌ها کشیده

با این همه روز و شب نبوده‌ست
بی یادِ تو جرعهٔی چشیده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}