شمارهٔ ۱۰۹۳

غزلیات

از برت می‌روم به ناچاره
طمع از جان بریده یک باره

تا کجا سر برون کند مجنون
که شد از کویِ لیلی آواره

از بلایی چنین که پیش آمد
بوده‌ام ترس‌ناک همواره

تا کند احتمالِ دردِ فراق
کو دلی بردبارِ خون‌خواره

ماه‌رویا بسوزم ار برسی
بر سر راه من به سیاره

از تو دارم طمع که یادآری
از نزاریِ زار بی‌چاره

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}