غزل شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

عیشم مدام است، از لعل دل‌خواه
کارم به کام است، الحمدلله

ای بخت سرکش! تنگش به بَر کش
گه جام زرکش، گه لعل دل‌خواه

ما را به رندی، افسانه کردند
پیران جاهل، شیخان گمراه

از دست زاهد، کردیم توبه
و از فعل عابد، استغفرالله

جانا چه گویم؟ شرح فراقت
چشمی و صد نم، جانی و صد آه

کافر مبیناد، این غم که دیده‌ست
از قامتت سرو، از عارضت ماه

شوق لبت برد، از یاد حافظ
درس شبانه، ورد سحرگاه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}