شمارهٔ ۱۱۱۲

غزلیات

نگاه می‌کنم از هر چه آفرید خدای
مرا سه چیز خوش آمد درین بهشت سرای

یکی سماع و دوم باده و سیم شاهد
که اختیار همین هر سه کرد عالی رای

نه هم چو زمزمه‌ی مطرب است شوق‌انگیز
اگرچه سحر کند عندلیبِ زهره‌سرای

نه هم‌چو آبِ رزان مونس است و غم‌پرداز
اگرچه آب روان نیز هست جان‌افزای

نه چون زمرّد سبزست بر عذارِ چو سیم
اگرچه سبزه بود دل‌فریب و طبع گشای

چو زلفِ یار نباشد بهار، عنبر بوی
چو رویِ دوست نباشد فلک جهان‌‌آرای

که را تفرّج باغ است و بوستان رغبت
که من ز دوست ندارم به خویشتن پروای

برو چو نای مپیمای باد بر سر خاک
به پای چنگ به پیمانه باده می‌پیمای

چرا چو آب برآرد ز روی آینه زنگ
ز سینه آب عنب صیقلی‌ست زنگ‌زدای

جهان بخورد نزاری به نیم کاسه سفال
به جام خویش بیا گو جم و جهان بنمای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}