شمارهٔ ۱۱۲۸

غزلیات

اگر عنانِ عنایت به سوی ما تابی
مگر بود که مرا زنده باز دریابی

عجب اگر اجلم مهلتِ وصال دهد
مگر که دیر نیایی و زود بشتابی

بیا کز آتشِ فرقت چو ژاله می‌بارد
بر آبگینهٔ رویم سرشک عنابی

غمت به تیغ بلا پوست باز کرد ز من
ندانم از که درآموخت رسم قصابی

ز روی همچو زرم اشکْ سیم می‌سازد
زهی فلان که چنین شهره شد به قلّابی

ز بس که موج زد و غوطه داد مردمِ چشم
گرفت مردمَکش خویِ مردمِ آبی

بیا که روی چو مهتابهٔ نزاری شد
ز آفتابِ رُخَت در حجاب مهتابی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}