شمارهٔ ۱۱۳۲

غزلیات

ما را بده از کوثرِ خم‌خانه شرابی
تعجیل کن ای دوست که داریم شتابی

پیش آر سبک جامِ جم عشق و بزن زود
بر آتشِ تیز جگر سوخته آبی

آن آب به اسم است و به فعل آتشِ سوزان
زان آتش سوزان جگرم کرد کبابی

ما پاک بسوزیم که خود پاک بسوزند
در کارگه عشقِ تو سد خام به تابی

در مرتبه ی عالم دنیا به ضرورت
تقدیر توان کرد خطایی و صوابی

در عالم وحدت نبود حکم دو وجهی
آن‌جا نتوان گفت جمالی و نقابی

نظّاره‌گه غیب حضورست و وزین جا
محجوب نداند که جز او نیست حجابی

در دیده ی هر دیده که مستغرق نورست
این گنبد فیروزه بود کم ز حبابی

با عشق تشبّه نکند عقل و مثالش
آن است که طاووسی سازد ز غرابی

حلاج نباشد نه به دعوی نه به معنی
هر دزد که بر دار کشندش به طنابی

از سدره نشینان شده مخصوص محقّق
هر لحظه به تشریفِ کمالی و ثوابی

تا خود چه خلل عالم معمورِ جهان را
گر مست برون شد ز خرابات خرابی

گویند نزاری ز پس توبه دگربار
شد با سرِ می هست مرا طرفه جوابی

از صومعه با می‌کده رفتم چه شد آخر
گر عشق برون برد خری را ز خلابی

دارد به مقیمانِ خرابات ارادت
جای دگرش نیست نه ملجأ نه مآبی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}