شمارهٔ ۱۱۶۱

غزلیات

یادِ آن وقت که با ما نظری می کردی
بر سر کشته‌ی هجران گذری می کردی

بر رگِ جانِ من از ناوکِ مژگان هر دم
می زدی تیر و نظر با دگری می کردی

هم رقیبانِ حرم را به علی رغمِ حسود
می فرستادی و و ما را خبری می کردی

روزْ روزم به شبِ وصل زبان می دادی
شبْ شبم دفعِ خمار از شکری می کردی

هر سحرگاه که از خلوتِ من می رفتی
آن شب از گریه کنارم شَمَری می کردی

وعده می کردی و بر سرو قبا می بستی
بر میان دستِ نزاری کمری می کردی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}