شمارهٔ ۱۱۶۶

غزلیات

دوش آمدی و خرمن ما آتشی زدی
ام‌شب بیا و باز رهان بازم از خودی

خالی کنیم خانه ز بهرِ نزولِ دوست
لابد برون شود همه چون تو درآمدی

عشقِ تو آمد و رگِ مجنون فروگذشت
این‌جا چه جای عاقلی و جایِ بخردی

لیلی و یک کرشمه و سد طعنه ی حسود
ماییم و هیچ چون همه یک بار بستدی

دل در غمِ تو بستم و نگشاد از تو هیچ
مهرِ تو برگرفتم و در خونِ من شدی

آری نزاریا تو همه نیک بین نه بد
ور عاشقی نُطُق مزن از نیکی و بدی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}