شمارهٔ ۱۱۶۹

غزلیات

رسید جان به دهانم ز آرزومندی
مقام مرحمت است این نه موضعِ تندی

سزا منم به عقوبت گناه کار منم
زبانِ بی‌گنهت را به هرزه می‌بندی

اگر به خون‌ِ منت رغبتی‌ست بسم‌الله
مرا چه به‌ ز متاعی که آن تو بپسندی

دگر جواب سلامم نمی‌دهی شاید
رضا رضایِ تو مخدومی و خداوندی

ولی به خلعتِ دشنام لطف کن باری
که از عتابِ توم حاصل است خرسندی

نظر ز کارِ من دل شکسته باز مگیر
بود که در سرت افتد که باز پیوندی

به هر دو دیده کند بندگیِ خاکِ درت
نزاریی که پدر را نکرد فرزندی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}