شمارهٔ ۱۱۷۲

غزلیات

مرحبا مرحبا کجا بودی
دیر شد تا جمال ننمودی

یک دمم در حضور ننشتی
یک شبم در کنار نغنودی

برشکستی و دیر پیوستی
سیر گشتی ز ما بدین زودی

درِ خلوت سرایِ ما اکنون
قفل کردی و باز نگشودی

خبری گوی صوفیانه بتا
تا ز ابرام ما بیاسودی

تو خود از بدوِ فطرتِ اُولا
در کنارِ خیالِ ما بودی

سخنی در تعارفِ ارواح
گفته بودیم با تو نشنودی

مشرک ار خوانده‌‌ای نزاری را
هم هنوزش به وجه نبسودی

راست گفتی که پیشِ وجهِ خیال
خونش از دیده‌ها بپالودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}