شمارهٔ ۱۱۸۱

غزلیات

دو سه روز است که دیدار به ما ننمودی
مرحبا شاد رسیدی و کرم فرمودی

چه خطا رفت چه کردیم چه گفتیم چرا
سر گرانی به سرت کز چه غبارآلودی

چون بجستی که دگر باز نجُستی ما را
به چه مشغول شدی با که به خلوت بودی

درِ زندانم از آن شب که تو رفتی بسته‌ست
تا به امروز که بازآمدی و بگشودی

کس نگفته‌ست که مرده‌ست فلان یا زنده‌ست
هم عفاالله که بر بی‌کسی ام بخشودی

هر که مقبولِ ایازست غلامی کردن
پیشِ او به بود از سلطنتِ محمودی

تو مکن قصد نزاری که به پایت ریزد
جان به دستِ خود اگر طالب این مقصودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}