شمارهٔ ۱۱۹۱

غزلیات

نه مهربانی و نه شفقت و نه دل داری
همین و هیچ دگر شوخی و ستم گاری

دم محبت و آن گه نشان برگشتن
خط مودت و آن گه زبان بیزاری

امید را به طمع تازه می کنم که فلان
ز روزگار من آگاه نیست پنداری

به پای بوس تو دستم نمی رسد شاید
زکبر اگر نگذارد دلت که بگذاری

تو پادشاهی و ما بندگان مملوکیم
چنان سری چه عجب گر به ما فرود آری

سر هزار نزاری فدای پهلوی یار
دریغ نیست سر عاشق از نگون ساری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}