شمارهٔ ۱۲۰۱

غزلیات

نمی‌دانم چه بد کردم که نیکم زار می‌داری
تنم رنجور می‌خواهی دلم بیدار می‌داری

ز رنجم راحتی داری از آنم دیر می‌پرسی
به زاری کردنم شادی از آنم زار می‌داری

چه آزاری ز من من خود به آزاری نمی‌ارزم
چه باشم خود کی ام کز من چنین آزار می‌داری

کجا شد آن که گه‌گاهی ز دردم یاد می‌کردی
عزیزم داشتی ز اوّل به آخر خوار می‌داری

نهی بر جانِ من منّت که تیمارت همی دارم
دلم خون شد ز تیمارت نکو تیمار می‌داری

به دردی قانعم از تو به دشنامی شدم راضی
نزاری نیک بدنام است ازو زان عار می‌داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}