شمارهٔ ۱۲۴۱

غزلیات

موحّدوار کن در عشق سیری
مبین گر صادقی جز دوست غیری

چنان بی خویش می باید محقّق
که مسجد باز نشناسد ز دیری

ز دست خو خلاصی جوی خود را
کزین بهتر نخواهی کرد خیری

به وحدت کی رسی در عین کثرت
دو نبود یا تو او یا او تو خیری

اگر جویای توحیدی نزاری
موحّدوار کن در عشق سیری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}