شمارهٔ ۱۲۹۹

غزلیات

هر که را دادند از آن خمخانه می
دستِ هشیاری بشوی از کارِ وی

توبه ی ما خواه محکم خواه سست
تا چه خواهی کرد ازین افسانه هی

تا نیاید بیش بر دنبالِ ما
عقل بی تمییز را کریم پی

کُلُّ شَی ءٍ هالِک اِلّا وَجهَهُ
وجهِ دیگر کو کدامین کلّ شی

وعدۀ طیّ سما بر ما گذشت
این سجل را نیز هم کردیم طی

عقل و نفس و جان و جسم و دین و دل
فوق و تحت و یمن و یسر و نور و فی

راست می خواهی حجاب اند این همه
قیس از خود رفت بیرون نی ز حی

راست باش و راست رو اینک صراط
آخر ای بابا قیامت کو و کی

خویشتن بین باز مانده ست از سلوک
گم هم از گامِ نخستین کرد پی

چون نزاری جرعه نوش خضر باش
تا بدانی چیست میّت کیست حی

مردِ این معنی نه ای دعوی مکن
ور دوا خواهی مپیچان سر ز کی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}