شمارهٔ ۱۳۲۲

غزلیات

گر از دفترِ عشق رمزی بخوانی
خطا نامه ی عقل بر هم درانی

گر اموات خواهی که احیا بباشد
بمیر ای حکیم از چنین زندگانی

به عمدا مکن در مراتب تصرف
که مفروغ و مستانف از هم ندانی

بدین چشم دیدن محال است او را
خطا بین تصور کند این معانی

نباید طمع کردن از رویِ ظاهر
که کس را میسر نشد این امانی

ز بالا درآیی به گردن درافتی
مُحال است در عینِ پیری جوانی

مگر نردبان پایه پایه بر آیی
به شرطی که عشقت کند نردبانی

ز کون و مکان برشکن تا ببینی
که جمله توی آن چه فی الجمله آنی

شود در تو معلوم حسی و عقلی
که تو هم معما و هم ترجمانی

نزاری جز او کس ندیده‌ست اورا
وگر خود کلیم الله لن ترانی

چو بر حکمِ اول نبوده‌ست قانع
از آن گشت محجوب در حکمِ ثانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}