شمارهٔ ٨۴۵

قطعات

سرا فاضل آفاق رکن ملت و دین
توئی که زبده اسلاف و فخر اخلافی

هر آن رموز کز آن عین عقل قاصر ماند
کند حقایق آن را بیانت کشافی

چگونه گوهر و صفت بسلک نظم آرم
که شرح فضل تو مشکل توان بوصافی

ز دیده همچو صراحی مدام خون بارد
کسی که با تو ندارد مدام دل صافی

کمینه بنده عالیجناب ابن یمین
که هست از ره اخلاص در وفا وافی

ز بندگی تو دور اوفتاده در تب و لرز
چو خاشه بر سر دریای خوی شده طافی

شفای خسته دلان چون ز تست لطف بود
بیک دو جرعه گلابش اگر شوی شافی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}