شمارهٔ ۱۳۲۸

غزلیات

مست و شوریده چنانم که ز بی خویشتنی
من توام هیچ نمی‌دانم اگر خود تو منی

شرطِ اخلاص چنان است ز مبدایِ وجود
که نه من بر تو گزینم نه تو بر من شکنی

وقت وقتی چه شود گر به سرِ ما گذری
سایه ی سرو روان بر سرِ خاکی فکنی

به نسیمی ز تو خشنودم اگر بفرستی
دلِ غمگینِ چو من سوخته‌ ای شاد کنی

نیفه ی نافه ی پر چینِ عرق‌چین تو شد
رشکِ ترکان ختایی و بتانِ ختنی

لب و دندانِ ترا من به چه تشبیه کنم
حقه ی لعل درو رشتهء دُرِّ عَدَنی

از نکو رویی و شیرینی و خوبی و کشی
شهره ی شهری و انگشت کشِ مرد و زنی

در جفا کاری و عاشق کشی و بی‌دادی
آفتِ جانی و دردِ دلی و رنجِ تنی

این همه هست که می‌گویم و زین هیچ نیی
هر چه هستی چه کنم جانی و جانانِ منی

تا نزاری لبِ شیرینِ تو بوسید افکند
شور در عرصه ی آفاق به شیرین سخنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}