شمارهٔ ٨۵٠

قطعات

عمری بغفلت ایدل نادان گذاشتی
بر عقل خود وساوس شیطان گماشتی

مغرور خود مباش که من فرض کرده ام
کایوان و قصر خویش بکیوان فراشتی

آخر نه روزکی دو سه چون بگذرد برین
رفتی و کار خویش بیاران گذاشتی

در کشتزار آخرت اندر حیات خویش
تخمی که حاصل دهد آنرا نکاشتی

آنها که با تو جنگ سکالند در جهان
رو باز گرد از در ایشان بآشتی

احوال دهر چون گذرانست پس چرا
دشوار روزگار خود اینسان بداشتی

گردی چو ابن یمین فارغ از جهان
بر لوح دل گر آیت حرمان نگاشتی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}