شمارهٔ ۱۳۹۰

غزلیات

ای چشم مرا تو روشنایی
برخیز و بیا دمی کجایی

ما بی تو به کام دشمنانیم
شاید که به دوستان بشایی

پیغام به ما نمیفرستی
دیدار به ما نمی نمایی

هیهات اگر به رسم معهود
ناگاه شبی ز در درایی

بر پای تو سر نهم به عزّت
وز دیده کنم صدف گشایی

در غمزه ی چشم چون غزالت
آغاز کنم غزل سرایی

آتش فکنم ز آب دهقان
در خرمن زهد و پارسایی

با روی نکو نکو نباشد
بیگانه شدن ز آشنایی

مگذار که با نزاریِ زار
نامت برود به بی وفایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}