بخش ۱۹ - حکایت

دستورنامه

یکی بود در شهرِ تون پیش ازین
که از صحبتش خلق بودی حزین

نبودی دمی بی‌حریف و شراب
حریفان و لیکن ازو در عذاب

عجب عادتی خوی بی‌چاره بود
نه گه‌گاه بودی که همواره بود

ز مجلس به هر چاره و حیلتی
نرفتی برون تا نخوردی لتی

چو دستش فرو کوفتندی و سخت
سویِ خانه رفتی سراسیمه بخت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}