حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۱
رباعیات
هر صبح که جام عشق گیرم بر دست
سرمایه نیستی کنم در سر هست
هر لحظه برانگیخت قیامت ز وجود
هر جرعه ز جان تو که در جام بنشست
حکیم نزاری
رباعیات
هر صبح که جام عشق گیرم بر دست
سرمایه نیستی کنم در سر هست
هر لحظه برانگیخت قیامت ز وجود
هر جرعه ز جان تو که در جام بنشست
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}