بخش ۹ - پیغام سوم شب برای روز یا خورشید

مثنوی روز و شب

شب دگرباره رفت با سرکار
کرد بر یک جواب صد انکار

«کای به جور و ستم شده مشهور
به تو نزدیک بوده و ز تو دور

خاصه و عامه را وبال و هلاک
که کند اعتماد بر ناپاک؟

دود بی‌بهره از تو و تاریک
بایدش سوخت چون شود نزدیک

تشنگان را بسی به تفت و به تاب
کشته‌ای در طریق حج بی‌آب

تو که در دشت کربلا دیدی
که چه می‌رفت و می‌پسندیدی

گشتی آن روز یار اهل سعیر
دشت و صحرا بتافتی چو اثیر

قصد فرزند مصطفی کردی
با پیمبر چنین وفا کردی‌

چه توقع کند ز مهر تو کس‌؟
یادگار این منافقی ز تو بس»

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}