شمارهٔ ۴ - و له ایضا

غزلیات

سرو آزاد که در باغ نشانند او را
بندهٔ قامت رعنای تو خوانند او را

آن جهاندار جهان نام جهان از بر من
به جهانی ز کف من بجهانند او را

ندهندش به همه ملک جهان یک سر موی
به همه ملک جهان گر بستانند او را

یا درآرند نگارین به سلامت بر من
یا سلام من مسکین برسانند او را

خواست تا پیش من آید نفسی از در غیب
چون درآید که همه کس نگرانند او را

خوانم الحمد و به اخلاص به رویش بدمم
گر به نزدیک من سوخته خوانند او را

حیدر از کوی وصال تو به جایی نرود
گر به شمشیر فراق تو برانند او را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}